دکتر لطیفیان گفت: شدت و ضعف و میزان فجایع و خسارتهای آفات گیاهی به گیاهان و محصولات گیاهی را نمیتوان با معیار یا فرمول واحدی مشخص و مقایسه کرد. هر آفت در هر منطقه آب و هوایی، رفتار متفاوتی دارد. به عبارت دیگر، آفتی که برای گونهای از گیاهان در منطقه نیمه گرمسیری تهدیدکننده و خسارتزا محسوب میشود، ممکن است برای گیاهان مناطق معتدل کماهمیت باشد. همچنین معیارهایی که احتمال خطر و خسارت یک آفت را تعیین میکنند در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده و میتواند از سالی به سال دیگر متغیر باشد. در جهان امروز یکی از مشکلات اساسی بشر تامین نیازهای غذایی است. به گونه ای که امنیت غذایی به عنوان یکی از اهداف مهم، سرلوحه برنامه های سازمان حفظ نباتات قرار گرفته است.
وی استفاده بی رویه از سموم آفتکش شیمیایی را یکی از موانع مدیریت تلفیقی آفات برشمرد و اظهار داشت :
کاهش بسیار قابل توجه در کاربرد آفتکشها و حتی حذف کامل آنها از اکوسیستم را میتوان به خوبی از طریق کاربرد اصول بنیادی اکولوژیکی در کنترل آفات آن به دست آورد. مشکلات آفات مشکلات اکولوژیکی هستند نه مشکلات شیمیایی، لذا استفاده تجربی و یک جانبه از سموم شیمیایی برای کنترل آفات با سمپاشیهای مکرر و پرهزینه به طور روز افزونی به عنوان یک استراتژی ناموفق مطرح میگردد. طغیان مجدد آفات کلیدی و برهم خوردن تعادل طبیعی توأم با توسعه روز افزون مقاومت نسبت به سمومی که بر علیه آنها به کار می رود، مشکلاتی هستند که به وسیله آفت کشها ایجاد می شوند. این مسائل به وضوح نشان میدهند که یک تغییر شدید و سریع به منظور دستیابی به کنترل آفات از طریق یک روش رضایت بخش اکولوژیکی و اقتصادی مورد نیاز است. اگر مسایل جدی و جانبی مصرف آفتکشها همچون خطرات آنها برای سلامتی انسان( اثرات سرطانزایی و نقص عضو جنین)، مرگ و میر موجودات زنده مفید که نمونه بارز آن مرگ و میر ماهیها در مزارع مجاور تالابها می باشد، اثرات نامطلوب بر روی خاکها، هزینه های اجتماعی، اقتصادی و غیره در نظر گرفته شوند، نیاز به تغییر رویه مدیریت کنترل با آفات از روش پایه شیمیایی به پایه بیولوژیک الزامی تر می گردد. نگاهی به وضعیت زنجیره غذایی اکوسیستم های کشاورزی نشان میدهد که آفات مهم دارای عوامل زنده کنترل کننده کافی هستند. در این میان عواملی وجود دارند که نسبت به سایر عوامل، کنترل نسبی مناسبتری ایجاد می کنند و حفاظت و حمایت از این دشمنان طبیعی می تواند در تقویت آنها بسیار مؤثر باشد.
دکتر لطیفیان از دیگر موانع موفقیت در مدیریت تلفیقی آفات را توسعه سیستم تک کشتی عنوان کرد و گفت: توسعه سیستم تک کشتی در کشور در حال رشد، آفات و دشمنان طبیعی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. در سالهای اخیر تغییرات قابل توجهی در اگرواکوسیستم از نظر تنوع گونه ای بوجود آمده است. به طوری که بعضی از ارقام اقتصادی بیشترین افزایش سطح زیر کشت را داشته اند. از طرفی درطول دو دهه گذشته، افزایش سطح زیر کشت معنی دار بوده است. در چنین شرایطی تأثیر انواع عوامل تنشزای اگرواکوسیستم از جمله آفات و بیماریهای آن افزایش مییابد. ميزان تنوع ارقام يكي از عوامل موثر در شدت خسارت آفات و بيماري هاي گياهي ميباشد. شرايط كاشت كشور به گونه اي است كه در اكثر باغ ها ارقام متفاوتي كشت گرديده و به ندرت ميتوان يك باغ خالص و يك دست كه زير پوشش يك رقم باشدافزایش شاخص تنوع تا حد خاصی با ایجاد ثبات اکولوژیکی باعث کاهش طغیان آفات
می گردد. از طرفی افزایش بیش از حد تنوع ارقام برنامه ریزی مدیریت آفات را مشکل می سازد. علاوه بر این کشاورزان با چالش های جدید ناشی از بروز آفات جدید نیز مواجه هستند. بنابراین، ضرورت تکیه بر تکنیک های پایدار IPM در مدیریت آفات با استفاده از عوامل کنترل بیولوژیک اجتناب ناپذیر است.
معاون کنترل آفات سازمان حفظ نباتات تاثیر تغییرات آب و هوایی بر مزارع کشاورزی و آفات آن بر مدیریت تلفیقی را شرح داد: تغییرات آب و هوایی در سالهای اخیر بر جوامع انسانی تأثیرات منفی داشته است. گروه بین دولتی بررسی تغییرات آب وهوا (IPCC) تخمین زده است که تا سال 2100 میانگین جها ی دما 1-3/5 درجه سلسیوس نسبت به سال 1990 میلادی افزایش می یابد. براساس گزارشات FAO بیش از یک سوم سطح زمین بیابان است که عمدتاً به دلیل تغییرات در الگوهای آب وهوایی و بهره برداریهای نامناسب از زمین رخداده است.Lal (2001) نشان داد که مناطق خشک جهان سطحی معادل6/31 بیلیون هکتار یعنی نیمی از مساحت زمین را اشغال کرده اند. این وضعیت به دلیل چرای بی رویه، جنگل زدایی و روش های نامناسب آبیاری بوجود آمده که به نوبه خود می تواند به کاهش حاصلخیزی خاک و بهره وری محصول منجر شود.
عمده ترین تهدید پدیده بیابان زایی برای تنوع زیستی است. بیابان زایی باعث کاهش آب، پوشش گیاهی و حیات وحش می گردد، عواملی مانند تغییرات آب و هوا، فرسایش خاک، تنوع زیستی، و کمبود آب بر زندگی بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان تأثیر منفی دارد. قسمت هایی از جهان از جمله شبه قاره هند، آفریقای شمالی، چین، عربستان سعودی، استرالیا،آسیای میانه، مصر، قسمت هایی از آفریقای جنوبی، شمال مکزیک و جنوب غربی ایالات متحده آمریکا درحال حاضر با کمبود آب مواجه هستند. میزان آب در دسترس کشاورزی با افزایش نیاز آبی بخش های دیگر از جمله موارد صنعتی و شهری محدود شده است. رابطه بین بیابانزایی و تغییر آب و هوا، همراه با کاهش تنوع زیستی و کمبود آب باعث می شود که کشاورزی در مناطق خشک جهان به طور فزایندهای دشوار و چالش برانگیز شود. به طور کلی میزان رطوبت در تعيين طرز پراكندگي و ميزان رشد و نمو آفات تأثیر دارد. در شرایط خشکسالی خسارت برخی آفات افزایش پیدا میکند. در ميان آفات شپشكها داراي بيشترين حساسيت به تغييرات رطوبت نسبي محيط ميباشند بطوري كه كاهش رطوبت محيط موجب توقف رشد آنها مي گردد. در مورد آفات چوب خوار، رطوبت اثر مثبتي در تولید مثل آنها دارد، از طرف دیگر خشکسالی با تضعیف گیاه زمینه را برای غلبه این آفات بر درخت فراهم ساخته، خسارت آنها را افزایش می دهد. باران اغلب باعث شستن مقداري از نمك خاك كه مشكل اصلي برخی مناطق کشاورزی است شده و از اين جهت مي تواند با فراهم آوردن بستر زيست مناسب جهت نهالهاي درختان باعث بوجود آمدن درختاني قويتر و مقاومتر به آفات گردد. باران همچنين م تواند به طور مستقيم از طريق شستشوي بسياري از آفات در روي درخت از جمله كنه تارتن ، زنجرک و شپشك وكاهش تراكم جمعيت آنها موثر باشد. عدم بارندگي و تابستانهاي خشك در افزايش تراكم جمعيت سوسكهاي ميوه خوار مؤثر مي باشند. در شرایط خشکسالی بروز بیماریهای ریشه و ساقه شایع تر از بیماریهای برگی می باشد. در مورد بیماریهایی که از اقلیم های گرم منشاء یافته اند، خشکی هوا یک عامل محدود کننده میباشد. در رابطه با علفهای هرز نیز رطوبت کم و دمای بالا در شرایط خشکسالی جذب علف کش را کاهش میدهد و از اثرات کنترل شیمیایی علفهای هرز می کاهد. در شرایط خشکسالی غلظت علفکشها در خاک افزایش می یابد در نتیجه اثرات گیاه سوزی علفکش افزایش یافته و از خواص انتخابی آن کاسته می شود.
از دیگر چالش های موفقیت در این امر عوامل اقتصادی – اجتماعی محدود کننده مدیریت تلفیقی آفات است، دکتر لطیفیان در این خصوص گفت: به طورکلی، محققان و مروجان اغلب از کند بودن سرعت استقرار نوآوریهای کشاورزی مانند IPM ا ناامید هستند. نرخ کند استقرار باعث کاهش سود بالقوه برنامه IPM برای تولیدکنندگان و مردم است. نتایج تحقیقات انجام شده نشان داد که سطح مالکیت ، نسبت اراضی تحت پوشش آبیاری به دیم، نسبت تعداد درختان بارور به تعداد تولیدکنندگان، عملکرد هر درخت، درصد محصول فروخته شده، سود محصول و مالکیت تراکتور مهمترین شاخصهای اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر پذیرش مدیریت تلفیقی آفات بوده است. از سوی دیگر، سازه های ترویجی نظیر دسترسی به مراکز خدمات کشاورزی، میزان ملاقات مروجین و سطح سواد و کلاسهای ترویجی در پذیرش مدیریت تلفیقی آفات مهم بوده است.
وی در پایان در خصوص ضعف شبکه مراقبت ، پیش آگاهی و ردیابی و عدم موفقیت مدیریت تلفیقی آفات بیان کرد: در تكوين سيستم هاي مديريت تلفيقي آفات دو نوع برنامه پيش آگاهي و رديابي حائز اهميت است. پيش آگاهي براي مقاصد تحقيقاتي، مراقبت بسيار دقيق در خصوص عوامل متشكله اكوسيستم را طلب مي نمايد. سيستم هاي پيش آگاهي جهت استفاده متخصصين مديريت آفات در موقعيتهاي كاربردي و تجاري حتي الامكان بايستي در اسرع وقت و با هزينه ناچيز و بسادگي انجام پذيرند، در حالي كه ارزيابي صحيح و مفيدي از وضعيت ارائه دهند. مطالعات انجام شده در سالهای اخیر با استفاده از مد لهای پیش آگاهی چند متغییره وابسته به عوامل آب و هوایی و مد های ردیابی براساس روشهای زمین آماری نتایج بسیار کاربردی داشته است. این مدلها با سطح احتمال خطای کمتر از 12 درصد به صورت عملیاتی قابلیت کاربرد دارند. سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) یکی از ابزارهایی است که برای ارزیابی عملکرد برنامه های منطق های و گستردهIPM استفاده شده است.